وقتی استراتژی، فانتزی میشودارسال شده توسط در 4 مرداد 1399


وقتی استراتژی، فانتزی میشود

مسعود امیرکبیری

 

وقتی مدیران فکر میکنند که همه جوابها را دارند، استراتژی میتواند به تصوری فانتزی و خیال پردازی تبدیل شود.

بسیاری از شرکتها شیفته قطعیت بوده و رویکردی همه چیز دانی نسبت به استراتژی دارند. مدیران ارشد از بخشها میخواهند تا برنامه های آتی خود را ارائه کنند، تا اینکه هرکس بداند که در آینده کارها به چه منوال پیش خواهد رفت. حتی بعضا، برخی از این مدیران، ابهام و عدم قطعیت را به منزله شکست تلقی میکنند.

به همین دلیل، شرکتها انرژی زیادی را صرف دنبال کردن توهمی از استراتژی قوی میکنند تا اینکه یک استراتژی کاربردی را به واقعیت تبدیل کنند. بعضا، اعلام شکست در رسیدن به نتایج، از لحاظ روانی و عملیاتی امن تر و راحت تر از آن است که با مشکلات و معضلات رو در رو شده و به ریشۀ عدم رسیدن به موفقیت بپردازیم.

طرز تفکر “ابهام به منزله شکست” در فضای شرکتهای استارت آپ تقریبا وجود ندارد. استارت آپ ها به یک ایده و موقعیت استراتژیک به عنوان یک تئوری نگاه میکند که باید تست شود، نه موردی که نیازمند برنامه ریزی و اجرا میباشد. وقتی که یک ایده و موقعیت استراتژیک وارد فاز عملیاتی و میدانی میگردد، یک حلقه فیدبک یا بازخور ایجاد میشود. این حلقه فیدبک در مورد امکان پذیری، اعتبار و سودآوری ایده اطلاعات تولید میکند. همچنین، بازخور به میزان توانایی های شرکت در انجام مناسب ایده، دید میدهد. نحوه تحلیل این اطلاعات خیلی مهم است.

بخش اعظم این دیتا یا اطلاعات، مبهم و ناقص است، بنابراین گروهی از افراد براحتی میتوانند در دام این توهم بیافتند که ایده استراتژیک در حال واقعی شدن و عملیاتی شدن است، در حالیکه در واقعیت، همچنان در حالت یک تفکر فانتزی مشترک، گیر کرده است. این مشکل زمانی حاد تر میشود که افراد خود شیفته در نقش رهبری و مدیریت ارشد باشند.

ابهام ذاتی که در ایده استراتژیک موجود است، در طی پیشرفت پروژه خود را نشان خواهد داد، و از طرفی، نمایان شدن این ابهام ها باعث خواهد شد تا افراد شکننده، احساس ترس و خطر بکنند. هرچه در میان مدیران ارشد و رهبران شرکت افراد ضعیف النفس، شکننده، خودشیفته، توجیه کننده و تدافعی بیشتر باشد، تفکرات استراتژیک به شکل خیال پردازی و تصورات فانتزی به کار خود ادامه خوادهند داد. به همین خاطر هوش هیجانی یکی از ابزارهای مهم برای مدیران ارشد است تا بتوانند با میزان زیاد ابهامات موجود در بیزنس امروز مواجه شوند.

دو راه حل عمده را برای جلوگیری از بوجود آمدن تله تصور فانتزی و خیال پردازی برای استراتژی میتوان در نظر گرفت: 1) تامل و اندیشه در مورد ایده استراتژیک در تمامی سطوح سازمان از تیمها گرفته تا مدیران ارشد 2) استفاده از فیدبک سیستماتیک برای واقعی کردن فرآیند استراتژی

روش استفاده از فیدبک تحت نام های زیادی مطرح شده، اعم از چرخه بساز- اندازه بگیر- یادبگیر که در متون لین استارت آپ (Lean Startup)، دیده میشود، ویا چرخه ها و تکرار ها که در مدیریت چابک مطرح است و بسیاری دیگر.

قوی ترین عاملی که خیال پردازی در استراتژی را تقویت میکند، این طرز فکر است که: هیچ کس وقت فکر کردن ندارد. حتی یکی از نشانه های بارز گیر افتادن در تله تفکر فانتزی در بیزنس ها، این است که می بینید همه افراد در حال دویدن از یک جلسه به جلسه دیگر هستند و همواره درحال کنترل و برطرف کردن بحران ها بوده، و معمولا از لحاظ فکری و ذهنی خسته میباشند. این رفتارها عموما رفتارهای تدافعی هستند که در مقابل اضطراب های ناشی از ابهام بالا انجام میشوند. تامل و اندیشه، باعث میشود تا شرکت در مرود وضعیت خود، آگاهی بیشتری بیابد، که برای برخی بیزنس ها میتواند دردناک باشد. چراکه، سیستم معیوب و از کار افتاده نیست، این سیستم به نفع کسی در حال کار است، لذا اظهار اطلاعاتی که برخلاف تصور فانتزی مشترک و منفعت گروهی خاص باشد، میتواند چالش برانگیز بشود.

همچنین، جایگاه مهم و حیاتی رویکرد فیدبک محور در تشخیص دادن تفاوت ها در دنیای واقعی و اجرایی شدن استراتژی در مقابل تصورات مدیران باید همواره مد نظر باشد. مدیران ارشد بعضا براحتی ممکن است در مدل ذهنی خود گرفتار شده و از انطباق گام به گام آن با واقعیت های اجرایی غافل شوند.

مقالات

استراتژیمدیران_ارشد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *