سبک رهبری خود را انتخاب کنیدارسال شده توسط در 23 شهریور 1398


سبک رهبری خود را انتخاب کنید

مسعود امیرکبیری


سبک رهبری لزوما وابسته به شخصیت نبوده و میتوان آن را انتخاب کرد. رهبرانی که از عضو تیم بودن به رهبری تیم رسیده و پیشرفت کرده اند، همگی بخاطر کاریزما نبوده و بلکه در اصل مهارت های رهبری و لیدری را در خود پروروش داده اند.

اکثریت کارهای عمیق و سطح بالا بصورت تیمی انجام میشود، تیمها همواره مسائل خود را دارند، مخصوصا در کشور ما که روحیه تیمی و کار تیمی وضعیت جالبی ندارد. تیمها خودشان ترکیب شان را شکل میدهند، و تمرکز شان روی آن است که با تقسیم وظایف، قبل از موعد مشخصی، کارها را به انجام رسانده و تحویل دهند. دغدغه اصلی رهبر تیم، مدیریت تیم برای انجام کارهاست. این موضوع چالش برانگیز است، چراکه تیمها همواره به یک شکل و شمایل نیستند و قضیه از یک پروژه تا پروژه دیگر متفاوت است؛ تیمها بعضا بصورت موقتی تشکیل شده و بعد از تحویل پروژه از هم جدا میشوند، برخی اعضا در تیم ممکن است کلا با هم بیگانه بوده و هیچ آشنایی قبلی در کار نباشد، بعضا هم، اعضای تیم همدیگر را خوب شناخته و تجربه زیادی هم در کنار هم دارند، گاها تیم ها حال و هوای بی هدف و بی حالی دارند، و بعضا هم مصمم و متمرکز روی انجام کار هستند. بنابراین، داشتن یک رویه و سبک خاص و ثابت در کارها، کارآمد، موفق و کافی نخواهد بود.

سبکهای رهبری؛ برای سادگی موضوع دو سبک سنتی رهبری را در نظر میگیریم؛ دستوری (هدایتی)، و مشارکتی. رهبر دستوری همانطور که از نامش برمی آید، بیشتر دستور میدهد، جلسات را برگزار میکند، به اعضا جهت دهی میکند، کار دیگران را اصلاح میکند، و در کل بالاتر از دیگران بوده و رییس است. استیو جابز (Steve Jobs) از اپل، و ماریسا مایر (Marissa Mayer)، از یاهو، نمونه ایی از رهبران دستوری هستند. از طرف دیگر، رهبر مشارکتی، با قبلی فرق دارد، او دوش به دوش اعضای تیم کار میکند، اعضای تیم را تقویت کرده و اجازه میدهد آنها به اظهار نظر بپردازند. مارک پارکر (Mark Parker)، از نایک، نمونه یک رهبر مشارکتی است.

نقش اصلی رهبر، بالا بردن تلاشهاست تا اینکه تیم به اهداف خود دست یابد، در ضمن یکی از کارهای مهم رهبری تیم، مبارزه با موج سواری است. یعنی، کسانی که از از زیر کار در رفته، کارهای خود را به دیگران محول کرده و در عین حال ادعای موفقیت و انجام کار دارند. نکته دیگر، اندازه تیم است، در تیمهای با نفرات بیشتر، معمولا تاثیرگذاری رهبری کمتر میشود و هزینه های ارتباطات موثر با افراد بالاتر میرود. در تیم های بزرگ نفرات بیشتری وجود دارند که به معنی بالاتر رفتن خلاقیت و قابلیت های اجرا است، اما از طرفی، باید ارتباطات و هماهنگی های بیشتری به عمل بیاید، در ضمن میزان موج سواری هم در آن شرایط بیشتر میگردد.

نکته قابل توجه برای رهبران دستوری، این است که باید در نظر داشته باشند که در مواجهه با موج سواران، بایستی ادب و احترامات لازم را حفظ کنند. مقابله با این پدیده به معنی داد و فریاد و پرخاش نبوده، بلکه به معنی استفاده از مهارتهای فردی و تنظیم جلسات فرد به فرد و هدایت افراد در مسیر صحیح کاری میباشد.

تحقیقات در این زمینه نشان میدهد که هیچ فرمول واحد و منحصر به فردی برای موفقیت در وظایف رهبری وجود ندارد. بلکه در هر پروژه بسته به شرایط کاری و مهمتر از آن بسته به ترکیب تیم، سبک مدیریتی میتواند تغییر کند. حتی زمان و روال اجرای پروژه هم دخیل است. مثلا، یک مدیر میتواند در ابتدا، وقتی که زمان زیادی دارد و تا موعد مقرر (Deadline)، هنوز وقت هست، شیوه رهبری مشارکتی را در پیش بگیرد، و با نزدیک شده به زمان مقرر به شیوه دستوری روی بیاورد. ویا اگر موعد مقرر کار خیلی نزدیک باشد، میتواند از اول شیوه دستوری داشته باشد و روی پیشبرد سریع کارها تمرکز کند. از طرفی نوع تیم ممکن است فقط شیوه مشارکتی را برای رهبر امکان پذیر کند. همه این موارد و استفاده از این ترکیبات، به مهارت، خلاقیت و پختگی رهبر بستگی خواهد داشت.

مقالات

رهبرسبک_رهبری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *